واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

982

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

در زمان اوكتاى قاآن حكام مغول ماوراء النهر عبارت بودند از : خزار بوقا كه در نخشب زندگى مىكرد ( ظاهرا مغولان به تأسى از چنگيز خان اين محل را براى ييلاق برگزيده بودند ) و خواهر قطب الدين كرمانى را به زنى داشت « 1 » ؛ چين سانگ طايفو [ در تاريخ وصاف : چونكسان طايفو ] ( كه ظاهرا

--> - آتش رشك و حسد در ضمير وزير مشتعل گرديد و همت بر استيصال آن زبدهء اهل فضل و كمال بست و سكاكى برين قضيه وقوف يافته بر وى مسابقت جست و با جغتاى خان گفت كه از دلايل نجوم چنان معلوم مىشود كه كوكب دولت و اقبال حبش عميد بدرجهء هبوط و حدود نحوس رسيد و از آن مىترسم كه شقاوت و ادبار او بر سعادت و اقبال تو سرايت كند و جغتاى اين سخن باور كرده فى الحال حبش را از وزارت معزول ساخت و چون يك سال از عزل وزير بگذشت و اختلال در احوال ملك و مال ظاهر گشت جغتاى با سكاكى گفت كه ضعف و نحوست طالع مردم دوام نميدارد شايد كه كوكب بخت حبش قوت گرفته باشد سكاكى از وخامت عاقبت خيانت انديشيده گفت مىتواند بود و جغتاى بار ديگر منصب وزارت را بحبش تفويض فرمود و او كمر قصد ابو يعقوب بر ميان بسته زبان به غيبتش بگشاد و در آن اثنا سكاكى تسخير مريخ كرده لشكرى آتشوش كه ساز و سلاح آن نيز آتشين بود در خرگاه جغتاى ظاهر گردانيد و جغتاى از مشاهدهء آن حال انديشناك شده حبش مجال سعايت يافت و گفت چون سكاكى بر ايجاد امثال اين امور قدرت دارد مىتواند بود كه خيال سلطنت نموده به قصد پادشاه لشكر آتشين كشد و اين سخن مؤثر افتاده جغتاى خان سكاكى را محبوس گردانيد و او سه سال در زندان بسر برده بعد از آن روى بعالم آخرت آورد » . متن خواندمير كه بارتولد نقل كرده و ما در اينجا آورده‌ايم داستانى است منتهى با بيانى پر آب و رنگ كه ميرخواند نوشته ( چاپ لكنهو ، V ، 44 ) . در داستان ميرخواند نه تنها علم به « علوم غيبى » و نجوم و سحر و كيمياگرى بلكه « مجموع علوم مسلمانى و يونانى » نيز به سكاكى نسبت داده شده است . - تحريريه ) . ( 1 ) - وصاف ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 197 ؛ ( چاپ بمبئى ، 288 ) .